بی انگیزگی، یکی از سرعت گیر های مسیر یادگیری

بی انگیزگی، یکی از سرعت گیر های مسیر یادگیری

بی انگیزگی

حوصله ندارم، انگیزه ندارم، چرا الان؟!

اولین سرعت گیر در مسیر یادگیری بی انگیزگی است. وقتی حس می‌کنیم همه چیز برایمان یکسان است و ما حوصله و توان تغییر و یادگیری نداریم. این خطر بزرگی است که اگر ادامه پیدا کند می‌تواند تاثیرات منفی عمیقی بر جای بگذارد و ما را به کلی از مسیر یادگیری دور کن

انگیزه چیست؟

انگیزه یکی از مفاهیم آشنایی است که همه ما در زندگی خود، آن را درک کرده‌ایم. وقتی دانش آموزی صبح زود از خواب شیرین بیدار می‌شود، وقتی یک مادر باوجود خستگی‌اش شب را تا صبح در کنار بالین فرزند بیمارش پلک بر هم نمی‌گذارد، وقتی کارمندی اضافه کاری می‌کند و نمونه‌های بسیار دیگر نشان می‌دهد انسان برای رفتارهای خود نیاز به نیرویی دارد که اورا به انجام آن رفتار هدایت کند. این نیروی شگفت انگیز همان انگیزه است.

در حقیقت انگیزه عامل ایجاد، نگهداری و هدایت رفتار انسان است.

موتور و فرمان اتومبیل، نیرو و جهت حرکت آن را مشخص می‌کند. درست مانند انگیزه در انسان که هم نیروی لازم برای حرکت را به او می‌بخشد و هم جهت حرکت را به او نشان می‌دهد. همه نیازها، علائق، رغبت‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها و مشوق‌ها انگیزه را می‌سازد که موتور حرکت را روشن می‌کند ویادگیری را محکم می‌کند.

نیروی شگفت انگیز انگیزه گاه از درون انسان و ارزش‌ها و اهداف شخصی او می‌جوشد و گاه عواملی خارج از وجود انسان انگیزه ساز می‌شوند؛ مانند نیازهای جسمی انسان، پول، نمره، مقام، موقعیت شغلی، جایگاه اجتماعی، نیاز به تأیید شدن، مورد احترام و محبت فرار گرفتن و …

نکته مهم اینجا است: انگیزه درونی باعث ایجاد خلاقیت و انگیزه بیرونی مانع آن است.

هرچقدر بخاطر انگیزه‌های بیرونی اقدام و حرکت کنیم، رشد و نوآوری کمتری بدست می‌آوریم. گاه ممکن است از ارزش‌های والای انسانی دور شویم و منافع آنی و زودگذر را بر ارزش‌های همیشگی ترجیح دهیم. به همین دلیل است که انحراف انگیزه می‌تواند خطرساز باشد

انگیزه داغ و انگیزه پخته!

چند وقت پیش زبان آموزی را دیدم که با شور و اشتیاق بسیاری که از خود نشان می‌داد برای یادگیری زبان فرانسه ثبت نام کرد. بعد از گذشت دو ترم، از حال او پرس و جو کردم اما متوجه شدم که دیگر به کلاس نمی‌آید و یادگیری زبان فرانسه را رها کرده است. او انگیزه داغ و جوشانی داشت که هنوز خام بود و در حرارت فکر و تجربه پخته نشده بود. در حقیقت او جو زده شده بود و فقط با هیجان مقطعی اقدام به یادگیری کرده بود. طبیعتاً جوزدگی و حرارت بالا به زودی سرد می‌شود و از تب و تاب می افتد. باید توجه کنیم هیجانات زودگذر انگیزه نیستند و نیروی لازم را ایجاد نمی‌کنند. پس مواظب باشیم فریب هیجانات سطحی و جوزدگی های دوره‌ای را نخوریم. باید صبر کنیم این هیجانات فرو کش کند و پس از آن به صورت منطقی به جوانب مسیر و هدف خود بیندیشیم و راه مناسب را انتخاب کنیم. به عبارت ساده‌تر، انگیزه خود را کاملاً بپزیم. دیگر می‌توانیم روی انگیزه پخته حساب کنیم.

آقا یا خانم بی انگیزه!؟

بی انگیزه بودن، حوصله نداشتن، تردید داشتن، بی رغبتی، علاقه نداشتن یا هر اسم دیگری خاکریز بزرگی است که مسیر زندگی هدفمند را مسدود می‌کند؛ چوبی است که اگر لای چرخ زندگی گیر کند، آن را از حرکت می‌اندازد و حتی آسیب‌های جبران ناپذیری وارد می‌کند. شکاف عمیقی است که هر لحظه ممکن است پل رسیدن به اهداف زندگی را بشکند و ما را به دره نا امیدی و شکست بیندازد. چرا!

چون انگیزه موتور حرکت انسان است. نیرویی است درونی که ما را وادار به اقدام می‌کند. اگر نیروی محرکه، بدون سوخت و انرژی باشد چه خواهد شد؟ ما برای یادگیری بیشتر و تازه‌تر نیاز داریم که با انگیزه باشیم؛ بدون این نیروی قوی درونی، یادگیری صورت نمی‌گیرد یا لااقل ماندگار نخواهد بود.

بی انگیزگی در ختی است که میوه‌های به ظاهر زیبا و فریبنده اما در واقع تلخی دارد.

می توانید چندتا از میوه های تلخ درخت بی انگیزگی رو نام ببرید؟

سبد خرید

فکر کنم شما خوانندگان عزیز، دیگر منتظر راهکارهایی هستید که انگیزه خود را تقویت کنید و از شر بی انگیزگی خلاص شوید. پس چرا معطلید؟ سبد خرید خود را بردارید و از فروشگاه راهکارها دیدن فرمایید. می‌توانید همه راهکارها را ببینید و در نهایت یکی را انتخاب کنید. یا اگر متوجه شدید همه راهکارها برایتا مفید و مؤثر است، می‌توانید همه را تهیه کنید. اما باید به این نکته مهم توجه داشته باشید که این راهکارها در صورتی اثر بخش خواهند بود که در استفاده از آن‌ها تداوم و استمرار داشته باشید به طوریکه حتی به صورت «عادت» در وجودتان نهادیه شود. چراکه تمرین‌های مقطعی و بدون استمرار، هیچ وقت تأثیر عمیق و دائمی نخواهند داشت

هدف گذاری

اگر در زندگی هدف داشته باشیم، حتماً برای رسیدن به آن هدف انگیزه خود را حفظ می‌کنیم. هدف، انرژی لازم برای روشن ماندن چراغ انگیزه را تأمین می‌کند. اما هدف گذاری یعنی چه؟

من می‌خواهم پولدار شوم.

من می‌خواهم خوشبخت باشم.

من می‌خواهم در اجتماع مفید واقع شوم. و…

آیا این جملات می‌تواند هدف گذاری نامیده شوند؟

بعداً نگید نگفتم!

برای اینکه هدف گذاری اثربخش باشد لازم است ویژگی‌هایی داشته باشد:

دقیق باشد. اینکه به صورت کلی بگوییم، من می‌خواهم خوشبخت باشم؛ انگیزه‌ای را اضافه نمی‌کند. چون خود ما هم نمی‌دانیم خوشبختی یعنی چه؟ خوشبختی مفهومی کلی است که در نظر هرکسی معنای خاصی دارد. پس باید دقیقاً مشخص کنیم به چه هدفی می‌خواهیم برسیم.

زمانمند باشد. هدف اثربخش حتماً باید در بازه زمانی مشخصی انتخاب شود. مثلاً من در عرض ۶ روز می‌خواهم ۱۲۰ صفحه از کتاب «اثر مرکب» را بخوانم.

قابل دستیابی باشد. اگر هدف، بسیار ایده آل و نا متناسب با شرایط فردی باشد، بیشتر به رؤیا شباهت دارد و باید منتظر ماند تا شاید شبی در خواب محقق شود. پس باید در انتخاب هدف، به واقعیت‌های خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم توجه داشته باشیم.

ثبت شود. مکتوب کردن اهداف پیش شرطی بی چون و چرا است؛ چرا که با یک ذهن آشفته نمی‌توان کاری از پیش برد و تمام انرژی انسان صرف کارهای بیهوده می‌شود؛ ذهن آشفته لبریز از ایده‌های گوناگون است که ممکن است متضاد با یکدیگر باشد. در هنگام نوشتن، اشکالات و خطاها اصلاح می‌شود، ذهن خالی می‌شود و دوباره می‌توان ایده‌های نویی را جایگزین کرد. هم چنین در روز بیش از ۵۰ هزار اندیشه خواسته یا ناخواسته از ذهن عبور می‌کند پس اگر اهداف را روی کاغذ نیاوریم ممکن است هدفمان در میان این ۵۰ هزار اندیشه در روز گم شود و به فراموشی سپرده شود (دکتر شاهین فرهنگ).

ممکن است تصور شود که این ویژگی‌ها فقط به درد اهداف مادی می‌خورد. پس اهداف معنوی چه؟ اتفاقاً اهداف معنوی، انگیزه عمیق‌تری در انسان ایجاد می‌کند اما لازم است همین ویژگی‌ها را داشته باشد تا فراموش نشود و نیروی انگیزشی خود را از دست ندهد. مثلاً من می‌خواهم تا آخر این هفته یتیمی را تحت تکفل قرار دهم. یا اینکه من می‌خواهم تا آخر امسال ۲۰ جزء از قرآن را حفظ کنم.

تصور مثبت از خود

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، انگیزه درونی نیرویی قوی‌تر، ماندگارتر و اثر بخش تر از انگیزه‌های بیرونی است که لازم است تقویت شود و نیاز ما را به انگیزه‌های بیرونی کم‌تر کند.

یکی از راه‌های تقویت انگیزه درونی، داشتن خود پنداره مثبت از خود است. هویت یا نگرشی که هریک از ما از ویژگی‌های شخصی خود داریم، مفهومی از خودمان در ذهن می‌سازد که به آن خودپنداره گفته می‌شود. خودپنداره، دید جامع فرد نسبت به خودش، ویژگی‌های اخلاقی و توانمندی‌هایش است. (هاماچک) نگرش‌های فرد از حقایق زندگی، اخلاق، آرزوها و خواسته‌های او وابسته به تصویری هستند که او از خود دارد; یعنی ارزشی که وی برای خود قائل است.

اگر فردی در توصیف خود کاملاً آزاد و دقیق باشد و ویژگی‌های خود را نام ببرد می‌توان به عصاره‌ای از خودپنداره او دست یافت. مثلاً بگوید من سختکوش، دلسوز و مسئول هستم!

خودپنداره ثابت نیست و می‌تواند با تجربه افراد و نتایج رو به رشد او تغییر کند. هرچقدر ارزش‌های والاتری داشته باشیم و اتصال قوی‌تری به منبع پر قدرت الهی داشته باشیم، برداشت ما از خودمان مثبت‌تر خواهد بود و انگیزه‌مان برای رشد و بهبود شخصی بیشتر و عمیق‌تر!

اسپنسر در کتاب خود، تحت عنوان یک دقیقه برای خودم از قول گوته می‌نویسد:

  • اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند; اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می‌کنند; اگر زیبا نیستی، برخورد درست با زشتی نیز وجود دارد; اگر جوان نیستی همه با چهره پیری مواجه می‌شوند; اگر تحصیلات عالی نداری، با کمی سواد نیز می‌توان زندگی کرد; اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلّق به معدودی از انسان‌ها هستند; اما اگر تصور درستی از خود نداری، برو بمیر که هیچ نداری!

 

یکی از راه‌هایی که در ایجاد خودپنداره مثبت، مؤثر است، تکرار عبارات تاکیدی مثبت است. پس تا می‌توانیم با تکرار عبارات تاکیدی مثبت، از افکار منفی و ایستایی که از خود در ذهنمان وجود دارد دوری کنیم. مثلاً به جای اینکه دائم باخود بگوییم «من اشتباهات زیادی مرتکب می‌شوم» بگوییم «من توانا و با تجربه هستم.»

بعداً نگید نگفتم!!

عبارات تاکیدی مثبت، باید کوتاه باشند تا به خاطر سپردن آن‌ها آسان‌تر شود. شروع عبارت با کلمه «من» باشد و به زمان حال نوشته شود. گویی ما به آنچه آرزو داریم رسیده‌ایم. مثلاً به جای اینکه بگوییم: من ارزش خود را خواهم دانست؛ باید بگوییم: من ارزش خود را می دانم. بهتر است این عبارات، با کلماتی چون می‌خواهم یا نیاز دارم آغاز نشود بلکه باید به گونه‌ای باشد که نشان دهد ما از قبل، به خاطر آنچه می‌خواهیم شکرگزار هستیم. ضمن اینکه باید از درون به عبارتی که می گوییم ایمان و باور داشته باشیم. پس از نوشتن عبارت تاکیدی مثبت در برگه‌های کوچک، در جاهای مختلف و در دایره دید خود می‌گذاریم و حداقل دوبار آن را با صدای بلند تکرار می‌کنیم. حتی می‌توانیم آن‌ها را ضبط کنیم و در طول خواب هم پخش کنیم. پس از مدتی معجزه آن را خواهیم دید!

پرهیز از اخبار انگیزه سوز، استقبال از اخبار انگیزه ساز

چند وقت پیش جمله‌ای در پشت شیشه ماشین گرانقیمتی توجهم را به خود جلب کرد. «عاقبت فرار از مدرسه!» به فکر فرو رفتم. این جمله حس منفی و انگیزه سوزی برای یادگیری ایجاد می‌کند در عین اینکه عمومیت هم ندارد. اما ممکن است انگیزه‌های سست را لرزان‌تر کند. هرچه از نتایج منفی و اخباری که انگیزه ما را در مسیر یادگیری و پیشرفت سست می‌کند دوری کنیم، و با افراد پرانگیزه و اخبار امیدوارکننده در ارتباط باشیم، سلامت و نیروی انگیزشی خود را بیمه کرده‌ایم. البته باور محکم و ایمان قلبی به مسیری که در آن قدم برداشته‌ایم، تکیه گاه اصلی انگیزه ما است.

امیدوارم مقالات بعدب انگیزشی رو دنبال کنید!

 

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *